فیزیک

وبلاگ برای ارائه مطالب فیزیک

فصل۹: مرکز جرم و تکانه خطی

فرید عظیمی | شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۰ | 20:49

مرکز جرم

به صورت کلی می‌توان بیان کرد که مرکز جرم، مکانی است که در آن، مجموع گشتاورها در جهت عقربه‌های ساعت حول مرکز جرم با مجموع گشتاور‌ها در خلاف جهت عقربه‌های ساعت حول همان نقطه، برابر است.

عبارت بالا را می‌توان این گونه بیان کرد که اگر تمام جرم‌های یک مجموعه شامل چند جسم را در مرکز جرم قرار دهیم، گشتاور حاصل از جرم‌های قرار داده شده در مرکز جرم، حول هر نقطه‌ای از فضا با مجموع گشتاور حاصل از تک تک جرم‌ها حول همان نقطه، برابر خواهد بود. این موضوع با استفاده از رابطه زیر نشان داده شده است.

مقدمه‌ای بر تقارن

مرکز جرم یک جسم که چگالی یکنواختی دارد را معمولا بدون انجام محاسبات ریاضی و تنها با در نظر گرفتن تقارن آن جسم، می‌توان به دست آورد.

برای مثال یک میله با چگالی یکسان را در نظر بگیرید. واضح است که مرکز جرم این جسم در میانه آن قرار دارد. این موضوع در شکل زیر به تصویر کشیده شده

است.

به عنوان مثال دیگر می‌توان مربعی به شکل زیر را در نظر گرفت، مرکز جرم این جسم دو بعدی که چگالی آن یکنواختی است، در نقطه D قرار دارد.

مرکز جرم جسمی با هندسه نشان داده شده در شکل زیر، در نقطه B قرار دارد. توجه شود که چگالی این جسم به صورت یکنواخت در نظر گرفته شده است.

به عنوان مثال سوم، یک ستاره پنج پر را مطابق شکل زیر، در نظر بگیرید. در صورتی که چگالی این ستاره به صورت یکنواخت در نظر گرفته شود، مرکز جرم آن دقیقا در مرکز جسم یعنی نقطه C قرار خواهد گرفت.

مرکز جرم چند جسم در حالت کلی

فرض کنید، مجموعه‌ای شامل چند جسم موجود است که این اجسام روی یک خط قرار ندارند. در این حالت، باید از سه مولفه y ،x و z برای نمایش مرکز جرم استفاده کرد. رابطه هرکدام از این مولفه‌ها، مشابه با رابطه ۳ است. در واقع در تمام حالات، صورت کسر مرکز جرم به صورت مجموع حاصل ضرب جرم هر جسم در مکان آن است و مخرج آن مجموع جرم تمام اجسام را نشان می‌دهد.

در این حالت، مختصات مرکز جرم با استفاده از روابط زیر قابل محاسبه است. این روابط به ترتیب مکان مرکز جرم را در سه راستای y ،x و z نمایش می‌دهد.

 

 

 

 

 

 

فصل ۸: انرژی پتانسیل و پایستگی انرژی

فرید عظیمی | شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۰ | 20:43

تعریف قانون پایستگی انرژی

در فیزیک اصطلاح پایستگی به شرایطی اطلاق دارد که در آن یک کمیت با گذشت زمان ثابت بماند. برای نمونه وقتی می‌گوییم جرم پایسته است، یعنی این که با گذشت زمان تغییر نمی‌کند.

در فیزیک کمیت‌های پایسته‌ی بسیاری وجود دارند. در اغلب موارد می‌توان از ثابت بودن این کمیت‌ها به‌ منظور پیش‌بینی رخداد‌های فیزیکی استفاده کرد. در فیزیک سه کمیت اصلی وجود دارد که مقدار آن‌ها با گذشت زمان ثابت است. این کمیت‌ها،‌ انرژی، تکانه و تکانه زاویه‌ای هستند. شکل‌های مختلفی از انرژی هم‌چون انرژی پتانسیل، الکتریکی، گرانشی و گرمایی وجود دارد، اما حاصل جمع آن‌ها مقداری ثابت است. قانون پایستگی انرژی از دو اصل مهم که در ادامه آمده پیروی می‌کند:

  • قانون پایستگی انرژی فقط می‌تواند به سیستم‌هایی اطلاق شود که نسبت به محیط اطرافشان ایزوله هستند. برای نمونه توپی که روی سطحی دارای اصطکاک حرکت می‌کند، از قانون پایستگی انرژی پیروی نمی‌کند، چرا که توپ نسبت به سطح ایزوله نشده است. در حقیقت سطحِ مذکور روی توپ کار انجام داده و از آن انرژی می‌گیرد؛ بنابراین انرژی توپ با زمان تغییر کرده و ثابت نخواهد بود.
  • انرژی کل یک سیستم ثابت بوده ولی هریک از بخش‌های انرژی هم‌چون انرژی گرانشی، پتانسیل یا حرارتی می‌توانند تغییر کنند.

برای نمونه در انیمیشن زیر اگر خودرو را برابر با سیستم در نظر بگیرید، می‌بینید که انرژی کل آن (ستون زرد رنگ) همواره ثابت بوده و تنها انرژی‌های جنبشی (ستون سبز) و پتانسیل در طول مسیر حرکت به هم تبدیل می‌شوند. توجه داشته باشید که ماشین خاموش بوده و رها شده است.

در اکثر مسائل فیزیک که با آن‌ها مواجه خواهید شد، احتمالا بیشتر با انرژی‌های پتانسیل گرانشی، انرژی جنبشی، انرژی ذخیره شده در فنر و انرژی حرارتی مواجه خواهید شد. معمولا به‌منظور حل مسائل مربوط به پایستگی انرژی، انرژی کل سیستم را در حالت ابتدایی و انتهایی یک رخ داد نوشته و با برابر قرار دادن این دو حالت یک کمیت مجهول (مثلا سرعت) بدست می‌آید.

برای نمونه فرض کنید جرمی به فنر متصل شده و در حالت فشرده شده نگه داشته شده است. بدیهی است که قبل از رها کردن جرم، سیستم تنها دارای انرژی پتانسیل است. پس از رها کردن جرم، انرژی پتانسیل ذخیره شده در فنر به انرژی جنبشی تبدیل می‌شود. در نتیجه با برابر قرار دادن انرژی جنبشی و پتانسیل، سرعت جرم در نتیجه کشیده شدن فنر بدست خواهد آمد.

در حالت کلی،‌ مجموع انرژی جنبشی، پتانسیل و کششی یک سیستم جرم و فنر در حالت ابتدا و انتهاییش برابر است با:

منظور از سیستم چیست؟

در فیزیک، سیستم به مجموعه‌ای از اشیاء گفته می‌شود که اثرات فیزیکی همچون نیرو روی آن‌ها بررسی می‌شود. برای نمونه اگر هدف مدل‌سازی حرکت یک جسم است، در این صورت بایستی خود جسم به عنوان سیستم در نظر گرفته شود.

در عمل، به‌ منظور بررسی یک سیستم بایستی تعدادی از تاثیرات وارد شده به آن نادیده گرفته شوند. معمولا هنگام تعریف سیستم، با استفاده از یک منحنی سیستم انتخاب شده نسبت به محیط اطرافش جدا می‌شود. به اجزائی که در بیرون از منحنی قرار می‌گیرند، محیط گفته می‌شود. توجه داشته باشید که با انتخاب مناسب سیستم و محیط می‌توان محاسبات را راحت‌تر انجام داد.

شخصی را تصور کنید که ورزش بانجی جامپینگ را انجام می‌دهد. اگر این شخص از یک پل به پایین بپرد، در پایین‌ترین حالت، سیستم از شخص، زمین و کِش متصل شده به پای شخص تشکیل شده است. اگر بخواهیم مسئله را با دقتی بیشتر حل کنیم، بایستی هوا را نیز به عنوان بخشی از سیستم در نظر بگیریم. در شکل زیر سیستم و محیط اطراف از یکدیگر جدا شده‌اند.

انرژی مکانیکی چیست؟

به مجموع انرژی جنبشی و پتانسیل یک سیستم، انرژی مکانیکی گفته می‌شود. بنابراین انرژی مکانیکی را می‌توان به صورت زیر بیان کرد:

البته به شکلی کلی‌تر می‌توان گفت که حاصل جمع انرژیِ نیرو‌های پایستار برابر با انرژی مکانیکی در نظر گرفته می‌شود. از معروف‌ترین نیرو‌های پایستار، نیرو‌ی گرانش و کشش فنر هستند. نیرو‌های اصطکاکی نیز جزء نیرو‌های غیرپایا در نظر گرفته می‌شوند. توجه داشته باشید که به نیرویی، پایا گفته می‌شود که انرژی منتقل شده در نتیجه نیروی مذکور، وابسته به مسیر نباشد.

کاربرد پایستگی انرژی

زمانی که انرژی یک سیستم پایسته باشد، می‌توان مجموع انرژی آن را در قالب تعدادی پارامتر نوشته و انرژیِ کل را بر حسب دامنه‌های مختلف بیان کرد. در این صورت با برابر فرض شدن انرژی کل در حالت ابتدایی و انتهایی حرکت یک جسم،‌ می‌توان کمیتی خاص را بدست آورد.

 

 

 

 

 

 

فصل ۷: انرژی جنبشی و کار

فرید عظیمی | شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۰ | 20:39

قضیه کار و انرژی

همانطور که بیان شد، کار مفهومی در فیزیک است که طی آن، اعمال نیرو باعث جابه‌جایی یک ذره می‌شود. طبق تعریف ارائه شده، در صورتی که جابه‌جایی وجود نداشته باشد، کار نیز برابر با صفر خواهد بود. برای مثال در صورتی که شما برای مدت طولانی در یک مکان ایستاده باشید، بسیار خسته خواهید شد و انرژی بسیار زیادی را مصرف خواهید کرد ولی طبق تعریف فیزیکی کار، شما کاری انجام نداده‌اید.

بنابراین همانطور که اشاره شد، کار نتیجه اعمال نیرو و جابه‌جایی حاصل از آن است. در ادامه باید توجه کرد که تمام اجسام متحرک، دارای انرژی جنبشی هستند. بنابراین باید ارتباطی بین کار و انرژی جنبشی موجود باشد. این ارتباط با استفاده از قضیه کار و انرژی بیان می‌شود و رابطه آن به شکل زیر است.

در این رابطه W، کار انجام شده در واحد ژول (J) را نشان می‌دهد و ΔKΔ⁢K تغییر انرژی جنبشی جسم را بیان می‌کند. نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، این است که کار به عنوان یک کمیت اسکالر در نظر گرفته می‌شود. همچنین درک مطالب پیش رو، نیاز به درک صحیح و تسط بر شیوه جمع دو یا چند بردار با یکدیگر دارد. در ادامه شیوه اثبات قضیه کار و انرژی در دو حالت مختلف بیان شده است.

اثبات قضیه کار و انرژی

قضیه کار و انرژی با استفاده از دو دیدگاه مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد. حالت اول دیدگاهی است که در آن، کار انجام شده با استفاده از نیروی ثابت، ایجاد شده است و در حالت دوم نیروی متغیر عامل ایجاد کار در مجموعه است.

کار انجام شده با استفاده از نیروی ثابت

طبق قانون دوم نیوتن، زمانی که نیرو ثابت باشد، شتاب نیز ثابت است. بنابراین همانطور که می‌دانیم، معادله حرکت برای جسمی که شتاب ثابت دارد و مقدار جابه‌جایی آن معلوم است به شکل زیر بیان می‌شود. این رابطه را معادله مستقل از زمان نیز می‌نامند.

در این رابطه، v سرعت نهایی جسم و u سرعت اولیه آن را نمایش می‌دهد. a شتاب ثابت حرکت جسم است و s مقدار جابه‌جایی در شرایط ذکر شده را بیان می‌کند. این رابطه را می‌توان به فرم رایج زیر هم نمایش داد.

در ادامه، مقادیر رابطه بالا را با مقادیر برداری آن‌ها جایگزین می‌کنیم. با استفاده از این اقدام، رابطه فوق در نهایت به فرم رابطه زیر در می‌آید.

سمت راست این معادله، نشان‌ دهنده ضرب داخلی دو بردار شتاب و جابه‌جایی است. در صورتی که طرفین رابطه بالا را در عبارت m/2 ضرب کنیم، این رابطه به شکل زیر بازنویسی می‌شود.

رابطه بالا را می‌توان به کمک قانون دوم نیوتن ساده‌تر کرد. قانون دوم نیوتن بیان می‌کند که حاصل ضرب جرم در شتاب آن جسم (ma)، نیروی وارد بر آن جسم را نشان می‌دهد. بنابراین رابطه بالا به شکل زیر قابل بازنویسی است.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که عبارت 12mv2◂⋅▸12⁢m⁢v2 انرژی جنبشی را نشان می‌دهد و عبارت F.dF.d بیانگر کار انجام شده است. بر این اساس، رابطه بالا به فرم زیر بازنویسی می‌شود.

زیروندهای f و i در رابطه بالا، به ترتیب حالت نهایی و ابتدایی را بیان می‌کنند. معادله بالا در نهایت به شکل زیر در می‌آید.

رابطه فوق، قضیه کار و انرژی را نشان می‌دهد و بیان می‌کند که کار انجام شده روی جسم برابر با تغییر انرژی جنبشی آن جسم است. روند فوق برای حالتی بیان شد که نیروی ثابت، عامل ایجاد کار باشد. در حالتی که نیروی متغیر به سیستم اعمال شود، اثبات قضیه کار و انرژی متفاوت خواهد بود که روند آن، در بخش بعدی بیان می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

فصل ۶: نیرو و حرکت ۲

فرید عظیمی | شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۰ | 20:27

اصطکاک ایستایی و جنبشی

نیروی اصطکاک در بنیادی‌ترین حالت به دو دسته‌ی اصطکاک ایستایی» و جنبشی تقسیم‌بندی می‌شود.

اصطکاک ایستایی

نیروی «اصطکاک ایستایی» (Static Friction) که معمولا آن را با نماد Fs نشان می‌دهند، به نیرویی گفته می‌شود که بین دو سطح برقرار بوده و باعث می‌شود دو سطح نسبت به یکدیگر ساکن قرار گیرند. برای نمونه مطابقِ شکل زیر شخصی را در نظر بگیرید که به یک جعبه‌ی قرار گرفته روی زمین، نیرو وارد می‌کند.

تا زمانی که جعبه ساکن باشد، نیروی بین سطوح جعبه و زمین از نوع اصطکاک ایستایی است. جالب است بدانید نیرویی که به ما اجازه حرکت می‌دهد نیز از نوع اصطکاک ایستایی است.

در حقیقت حرکتی نسبی بین پا و زمین وجود ندارد. در نتیجه نیروی بین آن‌ها از نوع اصطکاک ایستایی محسوب می‌شود. اما اگر پا روی زمین کشیده شود، نیروی اصطکاک از نوع جنبشی است. بنابراین جهت تشخیص نوع نیروی بین دو سطح، به این‌ نکته توجه فرمایید که آیا دو سطح نسبت به هم ساکن یا در حال حرکت هستند.

اصطکاک جنبشی

شکل ۱ را در نظر بگیرید. فرض کنید نیروی وارد شده از جانب شخص به‌ تدریج افزایش می‌یابد. نهایتا نیرو به اندازه‌ای می‌رسد که جعبه به حرکت در می‌آید. در این حالت جعبه در حال حرکت بوده و زمین نیز نیرویی در خلاف جهت حرکتِ جعبه به آن وارد می‌کند؛ به این نیرو، «اصطکاک جنبشی» (Kinetic Friction) گفته می‌شود. معمولا در روابط، اصطکاک جنبشی را با نماد Fk نشان می‌دهند. این همان نیرویی است که هوای اطراف به خودروی در حال حرکت وارد می‌کند.

رابطه میان ضریب اصطکاک جنبشی و ایستایی

اصطکاک ساکن بین دو سطح همیشه بیشتر از اصطکاک جنبشی است (حداقل در کاربردهای عملی و واقعی). اما چرا اینگونه است؟ برای کشف این موضوع باید علت‌های بروز اصطکاک‌ جنبشی و ایستایی را بررسی کنیم.

صرف نظر از اینکه یک سطح چه قدر ماشین‌کاری شده و صیقل خورده است باز هم برجستگی و فرورفتگی‌هایی دارد. این ناصافی‌ها شرایطی مانند شکل زیر را پدید می‌آورد و سبب می‌شود تا شروع حرکت جسم سخت‌تر باشد.

با شروع حرکت ناصافی‌های هر دو سطح روی یکدیگر می‌لغزند و این امر باعث می‌شود تا نیروی اصطکاک جنبشی کمتر از نیروی اصطکاک ایستایی باشد و در نتیجه ضریب اصطکاک جنبشی نیز کمتر از ضریب اصطکاک ایستایی به دست می‌آید.

فرمول‌های اصطکاک

دو دستتان را روی هم قرار دهید و آن‌ها را روی هم بکشید. هر‌چه دستانتان را بیشتر به هم بفشارید، نیروی اصطکاک بین دو دست نیز بیشتر خواهد بود.

حال اگر دستکشی را بدست کرده و همین کار را تکرار کنید نیروی اصطکاکی بیشتری را حس خواهید کرد. در حقیقت اندازه نیروی اصطکاک جنبشی به جنس دو سطح و اندازه نیروی عمودی آن‌ها وابسته است. پارامتری تحت عنوان ضریب اصطکاک جنبشی که با نماد μkμk نشان داده می‌شود، وابسته به جنس دو سطحی است که در تماس با یکدیگرند.

اگر ضریب اصطکاک جنبشی بین دو سطح برابر با μkμk باشد، نیروی اصطکاک از رابطه زیر بدست خواهد آمد.

 

در رابطه بالا Fn مقدار نیروی عمودی بین دو سطح است. برای نمونه مثال جعبه را در نظر بگیرید. در مثال مذکور Fn نیروی عمودی است که زمین و جعبه به یکدیگر وارد می‌کنند. توجه داشته باشید که رابطه فوق را می‌توان به‌صورت μk=FkFnμk=FkFn نیز بیان کرد. رابطه مذکور نشان می‌دهد که ضریب اصطکاک جنبشی، مقداری بی‌بعد است.

همان‌طور که در بالا نیز عنوان شد، نیروی بین دو سطح در زمانی که نسبت به هم ساکن باشند،‌ از نوع ایستایی محسوب می‌شود. برای نمونه شکل ۱ را در نظر بگیرید. هرچه نیروی وارد شده به جعبه بیشتر باشد، نیروی بین زمین و جعبه (یا همان نیروی اصطکاک ایستایی) نیز به همان اندازه افزایش می‌یابد.

اما بدیهی است که با افزایش پیوسته نیرو، جعبه ساکن نخواهد ماند و نهایتا حرکت خواهد کرد. بیشترین نیروی اصطکاک ایستاییِ ممکن بین دو سطح با استفاده از رابطه زیر بدست می‌آید.

 

توجه داشته باشید که رابطه فوق، بیشترین نیروی اصطکاک ایستایی و نه خودِ نیروی اصطکاک را به شما می‌دهد. در حقیقت اندازه نیروی اصطکاک ایستایی برابر با اندازه نیروی وارد شده به جسم است. با مطالعه مثال‌های زیر به مبحث اصطکاک مسلط خواهید شد.

درست در لحظه‌ای که نیروی اصطکاک ایستایی به بیشترین مقدار خود برسد، با افزایش اندک نیرو‌، جسم به حرکت در آمده و نیروی بین دو سطح از نوع اصطکاک جنبشی می‌شود.

تعریف حرکت دایره‌ ای

حرکت دایره‌ای یکنواخت به حرکتی گفته می‌شود که در آن یک جسم روی مسیری دایره‌ای با سرعتی ثابت در حرکت باشد. برای نمونه پره موتور جتی را در نظر بگیرید که با سرعتی ثابت در حال گردش است؛ یا حرکت چرخ و فلکی را تصور کنید که تعدادی از افراد نیز سوار بر آن هستند. در تمامی این مثال‌ها با حرکت دایره‌ای سروکار داریم.

همان‌طور که پیش‌تر نیز در وبلاگ فرادرس توضیح داده شد، شتاب زمانی وجود دارد که اندازه سرعت جسمی با گذشت زمان تغییر کند. بنابراین در این جا این سوال مطرح است که آیا در حرکت روی مسیر دایره‌ای، شتابی وجود دارد؟

پاسخ سوال فوق مثبت است. دلیل وجود داشتن شتاب، تغییر جهت سرعت با گذشت زمان است. به منظور درک بهتر، در ابتدا شکل زیر را در نظر بگیرید.

همان‌طور که در شکل فوق نیز می‌بینید، جهت بردار سرعت با گذشت زمان تغییر می‌کند. همین امر کافی است تا جسم، شتابی را روی خودش حس کند. به منظور بدست آوردن شتاب در حرکت دایره‌ای، در ابتدا رابطه مربوط به محاسبه شتاب را به صورت زیر یادآوری می‌کنیم.

در رابطه فوق، المان‌ها به صورت برداری هستند. در بخش بعد از این فرمول استفاده کرده و شتاب را برای حرکت دایره‌ای بدست می‌آوریم.

شتاب مرکزگرا

در سینماتیک یک‌بعدی، اجسامی با سرعت ثابت، شتابی ندارند. اما در حرکت دایره‌ای به دلیل تغییر جهت سرعت با زمان، شتاب نیز وجود دارد. در ابتدا مطابق با شکل ۱ ذره‌ای را در نظر بگیرید که روی مسیری دایره‌ای در حال حرکت است. همان‌طور که می‌بینید سرعت در لحظه t برابر با →v(t)v→(t) و در لحظه t+Δtt+Δt معادلِ →V(t+Δt)V→(t+Δt) در نظر گرفته شده.

محاسبه شتاب مرکز گرا:

به شکل زیر نگاه کنید تا همه چیز برایتان مشخص شود:

از شتاب مرکز گرا نیز داریم: F=ma = m(v2/r)


با توجه به شکل زیر می بینیم که نیروی مرکزگرا با مجذور سرعت متناسب است. اگر نیروی مرکزگرا تنها به دلیل نیروی اصطکاک سطح ایجاد شده باشد و اصطکاک ناچیز باشد، افزایش سرعت موجب لیزخوردن خیلی زیاد جسم در مسیر دایره ای خواهد بود؛ مثلا سر خوردن ماشین در انحنای جاده ای که در اثر بارش برف یا باران لیز شده است.

 

 

 

 

فصل ۵: نیرو و حرکت

فرید عظیمی | شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۰ | 20:14

قانون اول نیوتن

قانون اول نیوتن بیان می‌کند که اگر هیچ نیروی خالص خارجی بر روی یک جسم بدون حرکت وارد نشود، این جسم همچنان بی‌حرکت باقی می‌ماند. در تعریفی دیگر می‌توان گفت، بدون اعمال نیروی خالص خارجی بر روی جسمی که در یک مسیر مستقیم با سرعت ثابت در حرکت است‌، جسم همچنان به حرکت مستقیم خود در سرعت ثابت ادامه می‌دهد.

قانون دوم نیوتن

قانون دوم نیوتن بیان می‌کند که مجموع نیروهای وارده بر جسم برابر با شتابی است که متناسب با جرم ذره به آن اعمال می‌گردد.

در این معادله:

F: نیروی اعمال شده بر ذره

m: جرم ذره

a: شتاب ذره در جهت اعمال نیرو بر آن با توجه به دستگاه یا چارچوب مرجع لخت

قانون دوم نیوتن را برای سیستمی از مجموعه ذرات نیز به شکل زیر می‌توان عنوان کرد.

ΣF مجموع بردار نیروهای خارجی است که بر روی سیستم ذرات وارد می‌شوند. به این مجموع گاهی نیروی خالص خارجی می‌گویند.

در این معادله:

m مجموع جرم سیستم ذرات

aG شتاب مرکز جرم سیستم ذرات (با توجه به دستگاه یا چارچوب مرجع لخت) است. شتاب و نیروهای وارد شده بر جسم هم‌جهت هستند.

توجه داشته باشید که هیچ محدودیتی در روش اتصال ذرات وجود ندارد. در نتیجه، معادله فوق برای اجسام سخت، جسم بی‌شکل و نامنظم، سیستم مایع و گاز درست است.

قانون سوم نیوتن

سومین قانون حرکت نیوتن به این صورت بیان می‌شود که هر عملی را عکس‌العملی است، مساوی با آن و در جهت خلاف آن. تصور کنید جسم یک و دو در تماس با هم هستند. هرگاه جسم یک به جسم دو نیرو وارد کند، جسم دوم نیز نیرویی به همان بزرگی ولی در خلاف جهت بر جسم یک وارد می‌کند.

تصویر زیر دو جسم در تماس با هم را نشان می‌دهد.

اگر دو جسم را به صورت جداگانه در نظر بگیریم، نیروهای وارد شده به هر دو جسم از لحاظ بزرگی برابر و دارای جهات مختلف هستند. شکل زیر مثالی کلی از نیروهای وارده به هر جسم را نشان می‌دهد.

F1 نیروی عمودی برآیند، F2 نیروی افقی برآیند و M «گشتاور» (torque) برآیند در سطح تماس است. نیروی عمودی برآیند وارد شده به جسم برابر با مجموع نیروهایی است که در جهت عمودی بر سطح وارد می‌شوند. نیروی افقی برآیند وارد شده به جسم برابر با مجموع نیروهایی است که در جهت افقی بر سطح وارد می‌شوند. گشتاور برآیند وارد شده به جسم برابر با مجموع گشتاورهایی است که در طول سطح تماس به آن وارد می‌گردد.

با اعمال نیروهای مساوی در جهات مخالف هم، گشتاور ایجاد می‌شود. به عنوان مثال، شکل زیر نشان‌ دهنده‌ی نیروهای برابر Fc است. این نیروها در جهت مخالف (بر روی هر یک از اجسام) عمل می‌کند و توسط فاصله R به شکل عمودی از هم جدا می‌شود.

پس گشتاور به صورت زیر محاسبه می‌گردد:

گشتاور M باعث چرخش خالص جسم می‌گردد. پارامتر M یا گشتاور در موازنه‌ی نیرو (F = ma) مربوط به قانون دوم نیوتن وجود ندارد. در عوض در محاسبه موازنه‌ی گشتاور، این نیرو به کار گرفته می‌شود.

به طور کلی، هنگام حل مسائل فیزیک دنیای واقعی، هر سطح تماس (یا نقطه تماس) بین یک جسم و یک جسم دیگر می‌تواند با یک نیروی برآیند F به اجزای آن، شامل نیروی افقی و عمودی، تفکیک گردد. (همان‌طور که در شکل بالا نشان داده شده است) در ادامه گشتاور M جایگزین می‌شود. این نیرو و مومنتوم از لحاظ بزرگی برای هر دو جسم با هم برابر ولی جهت آن‌ها مخالف است.

توجه داشته باشید در بعضی موارد، تنها نیروی برآیند F یا گشتاور برآیند M، بر سطح تماس وارد می‌شود. اگرچه، شاید نتوان تشخیص داد که کدام یک واقعا وجود دارد. بنابراین، باید از طریق حل محاسبات دینامیکی به آن پی برد.

برای مثال، «مفصل توپی یا گوی و کاسه‌ای» (Ball and socket joint) نمی‌تواند در برابر پیچ‌خوردگی مقاوم باشد. بنابراین، هیچ گشتاوری وجود ندارد. اما در برابر کشیدن و هل دادن مقاوم است. پس، یک نیروی برآیند F بر سطح تماس (بین گوی و کاسه مفصل) ایجاد می‌گردد. از سوی دیگر، به برخی از سطوح تماس فقط گشتاور برآیند M (چرخش خالص) وارد می‌شود. یک مثال از این مورد، دسته‌ی آچار پیچ‌گوشتی است.

مزیت اصلی جابه‌جایی یک سطح تماس (یا نقطه تماس) تنها با نیروی برآیند F و یا گشتاور برآیند M، راحتی در معادلات ریاضی است. بدین طریق معادله‌های دینامیکی به روشی ساده و ممکن حل می‌شوند. راه حل دیگر به این شکل است: حرکت کلی یک جسم همیشه شامل حرکت انتقالی و چرخشی است. نیروی برآیند F وارد شده به جسم، باعث انتقال (بسته به جایی که نیرو وارد می‌شود) و چرخش می‌گردد. گشتاور برآیند M اعمال شده به جسم، به چرخش جسم کمک می‌کند.

با این حساب، نیروها هم در معادلات نیرو (F = ma) و هم معادلات گشتاور نقش دارند. اما موارد مربوط به گشتاور فقط در معادلات مربوط به گشتاور قرار می‌گیرند. از این نمونه به فیزیک چرخش توپ گلف می‌توان اشاره کرد.

 

 

 

 

 

فصل ۴: حرکت های دو بعدی و سه بعدی

فرید عظیمی | پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۰ | 11:4

بردار مکان، جا به جایی، سرعت و شتاب

هر جسمی در فضا نسبت به مبداء دارای یک موقعیت می باشد که این موقعیت در سه بعد به صورت:  

می باشد که به آن بردار مکان گفته می شود.

اگر جسمی در فضا از نقطه ای به نقطه دیگر جا به جا شود، دارای دو بردار مکان می باشد که اختلاف آن ها برابر است با بردار جا به جایی که به صورت روبه رو نمایش داده می شود.

برای به دست آوردن بردار سرعت از بردار مکان مشتق می گیریم که برابر است با:

بردار شتاب هم برابر است با مشتق بردار سرعت که برابر است با:

 

حرکت با شتاب ثابت

اگر جسمی با شتاب ثابت حرکت کند، این جسم در هر بعد دارای حرکت

با شتاب ثابت می باشد. پس می توان نوشت:

 

برای موقعیت و سرعت اولیه جسم در فضا می توان نوشت:

معادلات سرعت ذره پس از گذشت زمان t را می توان برای

هر بعد به طور جداگانه نوشت. پس داریم:

معادلات مربوط به حرکت با شتاب ثابت

معادله سرعت حرکت ذره در چند بعد برابر است با:

 

برای موقعیت ذره در فضا می توان نوشت:

رابطه بین کمیت سرعت و بردار به صورت معادلات زیر می باشد:

 

 

 

رابطه مستقل از زمان که می توانیم بنویسیم برابر است با:

 

 

 

 

مشخصات وب
فیزیک
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای فیزیک محفوظ است .